مصر است و سیس و مرسی:::: دعوا برای کرسی
اگر قبول کنیم تاریخ تکرار گذشته است پس مبارک همان فرعون معاصر مصر بوده است؛ اما آیا موسای این قوم نیز همان مُرسی است؟ بیشک، هرگز! پس شاید مُرسی همان وصی و جانشین موسی یعنی جناب یوشع باشد که این امر نیز محال است؟ اما حالا مگر چه اهمیتی دارد که او کیست؟ بگذریم!!! اکنون مصر یک مرسی دارد و یک السیسی که هرقدر که دومی خلق و خوی فرعونیان را به ارث برده است، اما، مرسی خلق و خویی از پیامبر خویش به ارث نبرده است. توهمی که مرسی را در خود غرق کرده بود او را به فریب، ناجی مصریان و همان موسی عصر خود، معرفی می کرد غافل از این که او جز یک بنده و پیرو دین اسلام و کسی که مشروعیتش را از مردم گرفته بود، نبود. شاید اگر همان بدو امر که مردم او را نخواستند، دست از لجاجت و ریاستطلبی بر می داشت، فرصت ددمنشی و وحشی گری از السیسی و حامیان او گرفته می شد و این درندگان انسان نما در قفس جهل خود می پوسیدند و می مردند! اما افسوس که کمی دیر است و این بار مصر ناجی بزرگی می خواهد از جنس موسی (ع) با عصای معجزهگر و ید بیضاء و تابوت عهد.
مصر است و آتش و خون دود است و داد بی جون
مصر است و جنگ ملت با این همه سیادت
مصر است و قتل و غارات یا دافع البلیات
مصر است و درب بسته کلید آن شکسته
مصر است و چند ذلت همه بدست ملت
مصر است سیس و مرسی دعوا برای کرسی
مصر است و دل شکسته بر خود امید و بسته
مصر است و یک معما چی شد چی بود اما
مصر است و یک اجنبی مثل کل پهلوی
مصر است و خواست مردم بیرون کنید این سگ رو
مصر است و طور سینا یهوه خدای موسی
مصر است یک تمنّا توبو الی تولّی
مصر است و یک غرامت کفران آن سلامت
مصر است و راه تنها همبستگی تنها
الهم اصلح کل فاسد من امورالمسلمین